اينجا همه چي درهم

ديرگاهيست كه تنها شده ام

قصه ي غربت صحرا شده ام

من كه بي تاب شقايق بودم

همدم سردي يخها شده ام

كاش چشمان مرا خاك كنيد

تانبينم كه چه تنها شده ام

نوشته شده در سه‌شنبه 05 آذر 1392ساعت 22:43 توسط zahra7431| ارسال نظر(1)

خدايامگر بودنش دركنارمن چقدر ازجهانت را ميگرفت كه جدايمان كردي........!!

 

نوشته شده در سه‌شنبه 05 آذر 1392ساعت 22:25 توسط zahra7431| ارسال نظر(1)

صفحه قبل1...373839صفحه بعد





💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران