اينجا همه چي درهم

در سکوت شب من ،
ناگهان حادثه ای...
ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت...
من تو را کم داشتم


در سکوت شب من ،
آسمان حرفی زد...
و غزل شعری شد...

در سکوت شب من،
موج گیسوی تو آرام نداشت
برق چشمان تو پیغام نداشت...
چه سرابی دارم
که امیدم به نگاهت...
سالها یخ زده است...

نوشته شده در سه‌شنبه 19 آذر 1392ساعت 19:01 توسط zahra7431| ارسال نظر(4)





💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران